الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
44
الغدير ( فارسي )
كه از دفن عثمان در بقيع جلوگيرى كرد و اين هم شعرها به روايت بلاذرى : « به خداى پروردگار بندگان سوگند مىخورم كه خدا آفريده اى را مهمل نگذاشت آن لعنتى را خواندى و به خويش نزديك كردى و اين كار با شيوهء گذشتگان مخالف بود - بلاذرى گويد : مقصود وى حكم پدر مروان است - و - با ستمكارى در حق بندگان - خمس ايشان را ، به مروان بخشيدى و چراگاه اختصاصى درست كردى و مالى كه اشعرى از خراج و ماليات برايت آورد به كسى كه مىبينى رساندى اما آن دو خليفه ى درستكار هنگامى كه نشانههاى راه راست را - كه علامت راهنما بر آن بود - بيان كردند نه درهمى را از سر نيرنگ بر گرفتند و نه درهمى را در راه هوس خرج كردند . » اشعار بالا را ابن عبد ربه نيز در العقد الفريد 2 / 261 ياد كرده و از عبد الرحمن دانسته و بلاذرى از طريق عبد اللَّه بن زبير آورده است كه عثمان در سال 27 ما را به جنگ افريقيه فرستاد و عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح غنائم زيادى به چنگ آورد پس عثمان خمس غنائم را به مروان بن حكم بخشيد و در روايت بو مخنف مىخوانيم كه وى : آن خمس را به مبلغ 200000 دينار طلا بخريد و چون با عثمان به گفتگو پرداخت وى آن را به او بخشيد ولى مردم اين كار را بر عثمان ناپسند شمردند ( 1 ) و به گونه اى كه ابن كثير ياد كرده واقدى آورده است كه بطريق افريقيه با او مصالحه كرد با دادن دو هزار دينار و بيست هزار دينار طلا و عثمان همه ى آنها را با گشاده دستى يك روزه به خانواده ى حكم - و به قولى به خانواده ى مروان ( 2 )
--> ( 1 ) الانساب 5 / 27 و 28 . ( 2 ) تاريخ ابن كثير 7 / 152 ؛ بر خواننده پوشيده نماند كه ابن كثير گزارش واقدى را تحريف كرده و صورت صحيح آن همان است كه طبرى از قول او آورده است .